على محمدى خراسانى

240

شرح كفاية الأصول (فارسى)

ه ) واجب اصلى و تبعى تقسيم چهارم از تقسيمات واجب كه به مناسبت مقدّمهء واجب مطرح شده به صورت زير است : واجب يا اصلى است و يا تبعى ( البتّه جا داشت اين تقسيم را در امر ثالث و به دنبال تقسيم سوّم از تقسيمات واجب يعنى واجب نفسى و غيرى مىآورند . ولى گويا غفلتى شده و يا به هر دليل ديگر آن را تأخير انداخته و پس از اتمام امر رابع به فكر جبران افتاده و آن را در اينجا آورده‌اند . ) مكرّر در جاى خود گفته شده كه هر واجبى براى اينكه به مرحلهء فعليّت و تنجّز برسد ، مراحلى را طىّ مىكند . اوّلين مرحله مربوط به خطور و تصوّر واجب در نفس مولى است . يعنى به آن عمل التفات و توجه پيدا كرده و آن را با همهء خصوصيّات در دل تصوّر كند و ملاحظه نمايد . مرحلهء دوّم مرحلهء تصديق به فايده است . يعنى مولى به اين نتيجه برسد كه فلان كار داراى مصلحت ملزمه است و به حال عباد سودمند است . مرحله سوّم شوق و ميل قلبى به آن كار پيدا كردن است . مرحله چهارم شوق مؤكّد پيدا كردن يا ارادهء نفسانى و طلب قلبى به آن كار است . مرحلهء پنجم : در اين مرحله اگر موانعى سر راه نباشد ، مسئله جعل و تشريع و امر كردن به آن كار است . مرحله ششم : در اين مرحله اگر مكلّف علم و اطلاعت پيدا كرد ، مرحله فعليّت و تنجّز فرامىرسد . حال از مراحل مزبور ، چهار مرحله اوّل مربوط به مقام ثبوت و واقع و نفس الامر است و مرحله اصلى ما مرحله چهارم يعنى مرحله اراده و طلب نفسانى مىباشد . و دو مرحله اخير مربوط به مقام اثبات و دلالت است . حال بحث در اين است كه آيا تقسيم واجب به